بیخدایی، خداناباوری، خدانشناسی یا ایزدنینگاری در معنای کلّی، به فقدان باور به وجود خدا(یان) اطلاق میشود. این شامل هر دو دستهٔ کسانی که اطمینان از عدم وجود خدا دارند و نیز کسانی که از وجود یا عدم وجود آن ابراز بیاطّلاعی میکنند میباشد. با این وجود، در معنای جزئیتر، بیخدایی به اعتقاد به عدم وجود خدا یا نفی وجود خدا گفته میشود؛ و بیخدایان دیگر را تحت عنوان نمیدانمگرا (آگنوستیک) یا بیدین طبقهبندی میکنند.
بسیاری از کسانی که خود را ناخداباور میدانند، عقاید شکگرایانهای در مورد تعدّد بسیار زیاد خدایان در جهان و داستانهای آفرینش دارند و در مواردی مانند جنگهای دینی، چنین باورهایی را اخلاقی و به سود انسان نمیشناسند. ولی با آن که برخی از ایشان معتقد به فلسفههایی مانند مادهگرایی (ماتریالیسم)، طبیعتگرایی (ناتورالیسم)، یا انسانگرایی (اومانیسم) معتقدند، ایدئولوژی یکسانی که مورد قبول تمام ناخداباوران باشد، وجود ندارد. همچنین، ناخداباوران فاقد آیینها یا مجامع رسمی (مانند پیروان مذاهب) هستند. ناخداباوری عموماً بر اساس استدلالهای شخصی، علمی، اجتماعی، فلسفی و تاریخی پایهریزی میشود. در نقطه مقابل بیخدایی خداباوری وجود دارد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 7:55 توسط دهخدا
|