|
نام فلسفه مارکسیستی در جهان بینی مارکسیسم-لنینیسم ماترياليسم ديالکتيک است. فلسفه مارکسیستی پایه تئوریک جهان بینی مارکسیستی ـ لنینیستی است. مارکس دیالکتیک را تنها با رویدادهای تاریخ و جامعه همساز می دید و انگلس بود که دامنه دیالکتیک را به حوزه طبیعت گسترش داد . اما انگلس ( که هرگز خود اصطلاح ماتریالیسم دیالکتیک را به کار نبرد ) مدعی نشد که ماتریالیسم تاریخی را می توان از ماتریالیسم دیالکتیک استنتاج کرد . این کار را پلخانف کرد که نخستین بار این اصطلاح را به کار برد ؛ و نیز لنین ، که آن را چنان تفسیر کرد که ماهیت جهان با آرزوهای انقلابی سازگار در آید . استالین باز هم آن را بیشتر دستکاری کرد و از آن یک جهان شناسی سیاسی بیرون کشید . کتاب « تکامل دید یگانه انگار از تاریخ » ( 1895 ) از پلخانف ، و « ماتریالیسم و آمپریوکریتیسیسم » ( 1909 ) از لنین ، و « ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی » ( 1939 ) از استالین ، پله به پله مراحل تحول ماتریالیسم دیالکتیک را به یک فلسفه حزبی بیان می کنند . بدین ترتیب ، برداشتی خاص از ماهیت تغییر اجتماعی چنان گسترش یافت که یک دید کلی از ماهیت هستی از آن بیرون کشیده شد . بسیاری از متفکران مارکسیست که تنها مارکس را مرجع می شناسند و انگلس و لنین را به عنوان متفکر چندان جدی نمی گیرند ، برای ماتریالیسم دیالکتیک نیز به عنوان هستی شناسی فلسفی چندان اعتباری قائل نیستند . + نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 11:33 توسط دهخدا |
اثباتگرایی (یا پوزیتیویسم یا تحصلگرایی) به هر گونه نگرش ِ فلسفی که تنها شکلِ معتبر از اندیشه را متعلق به روش علمی بداند اطلاق میگردد. + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 19:16 توسط دهخدا |
|