|
نوعی نظام حکومتی که در آن همة امور کشور از یک مرکز رهبری می شود، نقطه مقابل کشورهایی که به صورت فدرال یا حکومت های ایالتی و ولایتی اداره می شوند. + نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388 14:19 توسط دهخدا |
پدیده شناسی یا فنومنولوژی (به انگلیسی: Phenomenology) مکتب و روشی است که توسط ادموند هوسرل به هدف نظامبخشیدن به فلسفه و علوم انسانی پایهگذاری شدهاست. این مکتب به دنبال پژوهش و آگاهی مستقیم نسبت به تجربیات و مشاهدات، یا به عبارت دیگر نسبت به پدیدارهایی است که بی واسطه در تجربه ما ظاهر میشوند. + نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388 4:21 توسط دهخدا |
نام فلسفه مارکسیستی در جهان بینی مارکسیسم-لنینیسم ماترياليسم ديالکتيک است. فلسفه مارکسیستی پایه تئوریک جهان بینی مارکسیستی ـ لنینیستی است. مارکس دیالکتیک را تنها با رویدادهای تاریخ و جامعه همساز می دید و انگلس بود که دامنه دیالکتیک را به حوزه طبیعت گسترش داد . اما انگلس ( که هرگز خود اصطلاح ماتریالیسم دیالکتیک را به کار نبرد ) مدعی نشد که ماتریالیسم تاریخی را می توان از ماتریالیسم دیالکتیک استنتاج کرد . این کار را پلخانف کرد که نخستین بار این اصطلاح را به کار برد ؛ و نیز لنین ، که آن را چنان تفسیر کرد که ماهیت جهان با آرزوهای انقلابی سازگار در آید . استالین باز هم آن را بیشتر دستکاری کرد و از آن یک جهان شناسی سیاسی بیرون کشید . کتاب « تکامل دید یگانه انگار از تاریخ » ( 1895 ) از پلخانف ، و « ماتریالیسم و آمپریوکریتیسیسم » ( 1909 ) از لنین ، و « ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی » ( 1939 ) از استالین ، پله به پله مراحل تحول ماتریالیسم دیالکتیک را به یک فلسفه حزبی بیان می کنند . بدین ترتیب ، برداشتی خاص از ماهیت تغییر اجتماعی چنان گسترش یافت که یک دید کلی از ماهیت هستی از آن بیرون کشیده شد . بسیاری از متفکران مارکسیست که تنها مارکس را مرجع می شناسند و انگلس و لنین را به عنوان متفکر چندان جدی نمی گیرند ، برای ماتریالیسم دیالکتیک نیز به عنوان هستی شناسی فلسفی چندان اعتباری قائل نیستند . + نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 11:33 توسط دهخدا |
اثباتگرایی (یا پوزیتیویسم یا تحصلگرایی) به هر گونه نگرش ِ فلسفی که تنها شکلِ معتبر از اندیشه را متعلق به روش علمی بداند اطلاق میگردد. + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 19:16 توسط دهخدا |
نامگرایی نظر یا آیینی فلسفی است که اعلام میکند هستندگان دارای ماهیت یا ذات نیستند و تعریفها در کل به گوهر هستندگان باز نمیگردند و بیان ناب عینی یا بازتاب راستین نیستند بل برداشتهایی هستند که خودمان آنها را در مورد چیزها و امور مطرح کردهایم. تمامی عنوانها و اصطلاحهای کلی از جمله آنها که گویا قرار است در منطق نوع و جنس را متمایز و مشخص کنند اسامی قراردادی هستند، یعنی نشانهها یا نمادهایی برخاستهاند، و وجود عینی و واقعی ندارند. فقط امور خاص و مشخص وجود دارند. امور کلی یا جهانشمول یعنی امور تجریدی، ایدهها، ذاتها وجود عینی ندارند، و جز زادههای تخیل یا زبان ما به حساب نمیآیند. سرخی در دنیا نیست، چیزهایی وجود دارند که سرخ هستند. از نظر یک نامگرا اموری که با یک نام خوانده میشوند در هیچ چیز با هم شریک نیستند مگر همان نام. + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 0:47 توسط دهخدا |
استالینیسم نوعی تفکر و شیوه حکومتی است.
نسخه استالینی سوسیالیسم، با تغییرات اندکی، اتحاد جماهیر شوروی را ایجاد کرد و بر احزاب کمونیست در سراسر جهان تأثیر گذاشت. استالینیسم امکان ایجاد یک جامعه کمونیستی بر اساس برنامه جامع صنعتی شدن و اشتراکی کردن در USSR را مطرح کرد. توسعه سریع صنعت و مهمتر از آن، پیروزی شوروی سابق در جنگ جهانی دوم این دیدگاه را حتی تا ده سال پس از مرگ استالین در سراسر جهان معرفی کرد. استالینیسم قول ایجاد یک جامعه کمونیستی در طی سی سال را مطرح کرد. با این وجود، تحت رهبری استالین، امکان ایجاد کمونیسم در چارچوب مدل روسی فراهم شد. وی در شوروی سابق فضای سرکوبی را به وجود آورد که بر زندگی همه مردم تأثیر گذاشت. رشد اقتصادی کاهش پیدا کرد و رانت خواری و فساد سیاسی مقامات دولتی بالا گرفت که در نتیجه مشروعیت سیستم دولتی شوروی را زیرسئوال برد. علیرغم فعالیت کمین ترن، حزب کمونیست شوروی سیاست استالینی «سوسیالیسم در یک کشور» را اتخاذ کرد و ادعا نمود که به علت « افزایش دعواهای طبقاتی تحت نظام های سوسیالیستی» می بایست سوسیالیسم را در تنها یک کشور ایجاد نمود. لئون ترتسکی این تغییر وضعیت از جهانی سازی مارکسیت را زیر سئوال برد و نظریه « انقلاب پایدار » را مطرح کرد که بر ضرورت یک انقلاب جهانی تأکید دارد. + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 14:16 توسط دهخدا |
روش لاقیدانه نسبت به سیاست و خودداری از شرکت در جریان سیاسی، از داشتن مشی صریح سیاسی. این واژه از ریشه پولیتیک به معنای سیاست و پیشوند «آ» با مفهوم نفی ترکیب شده است. لاقیدی و بی اعتنایی نسبت به حیات سیاسی و احتزار از آن عمداً در رژیم های سرمایه داری بین توده های مردم رواج داده می شود. عدم شرکت در امور سیاسی و عدم توجه به حیات اجتماعی و سیاسی ناشی از آنست که زمامداران کشورهای سرمایه داری سعی می کنند با همه وسائل توده ها را از عقب ماندگی ایدئولوژیک نگاهدارند و توجه آن ها را از مسائل میهن و اجتماع خود به مطالب به کلی فرعی و زندگی روزمره و مسائل شخصی منحرف سازند. یک علت دیگر آپولیتیسم یعنی روش لاقیدانه نسبت به سیاست همچنین سرخوردگی برخی اقشار از سیاست دول و احزاب و وعده های توخالی آن ها و سپس عمل نکردن آن هاست. این روش همچنین از طریق اعمال فشار به شکل ممنوع کردن شرکت در سیاست برای اقشار خاص اجتماعی به زور اجرا می شود. لاقیدی نسبت به سیاست و مسائل میهنی و طبقاتی و اجتماعی کاملا به سود محافل زمامدار مرتجع ضد خلقی است. زیرا زحمتکشان را از نبرد به خاطر خواست های خود، از مبارزه طبقاتی از شرکت در تعیین سرنوشت خود دور می کند. در حقیقت نمی توان در جامعه زندگی کرد و در سیاست مداخله نداشت. عدم توجه به امور سیاسی خود کمک به سیاست محافل حاکمه ضد خلقی است و عملاً به یک سیاست مضر، به یک سیاست بد، به یک سیاست ارتجاعی مبدل می شود. + نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388 7:31 توسط دهخدا |
سندیکا به معنای سازمان صنفی کارگران و دیگر زحمتکشان است. سندیکاها در جریان مبارزهٔ کارگران برای دفاع از منافع خود و بهبود شرایط اقتصادی خود پدید شدند.
تاریخچه نخستین سندیکاها در آغاز قرون هجدهم در انگلستان بوجود آمد. انگلستان آن زمان در اولین رده کشورهای سرمایهداری قرار داشت. در فرانسه در خاتمه قرن هیجدهم، در ایالات متحده آمریکا در اوائل قرن نوزدهم، و در آلمان در اواسط قرن نوزدهم سندیکاها تشکیل شدند. در آن مرحلهٔ تکامل جامعهٔ سرمایهداری، سندیکاها رفتهرفته به سازمانهای دائمی کم و بیش پراهمیت و نیرومند مبدل شدند. + نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388 14:22 توسط دهخدا |
سوسیالدموکراسی یا مردمسالاری اجتماعی یک ایدئولوژی سیاسی است که در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ ۲۰ (میلادی) از سوی هواداران مارکسیسم ارائه شد.
ابتدا سوسیال دموکراسی شامل انواع گرایشهای مارکسیستی از گرایشهای انقلابی همچون رزا لوکزامبورگ و ولادیمیر لنین تا گرایشهای مختلفی همچون کائوتسکی و برنشتاین را شامل بود, اما بخصوص پس از جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر در روسیه سوسیال دموکراسی بیشتر و بیشتر به گرایشی غیرانقلابی بدل شد. تا آن جا که گرایش رویزیونیستی که برنشتاین نمایندگی میکرد, مبنی بر اینکه سوسیالیسم نه از طریق انقلاب که از طریق اصلاحات تدریجی به دست میآید تقریباً بر کل سوسیال دموکراسی حاکم گشت. شعار بعضی سوسیال دموکراتها "نه به انقلاب,آری به اصلاح" بوده است.(Evolution, not Revolution) در میانههای سده بیستم سوسیالدموکراتها از اِعمال قوانین جدیتر کار، ملی کردن صنایع اصلی و ایجاد دولت رفاهی هواداری میکردند. امروزه سازمان "انترناسیونال سوسیالیستی" مهمترین سازمانی است که در سطح جهانی احزاب سوسیال دموکرات را (در کنار احزاب سوسیالیست دموکراتیک) دربر میگیرد. + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 7:59 توسط دهخدا |
فراکسیون ، جناح یا گروهی که در داخل یک حزب یا گروه سیاسی تشکیل شود و اعضای آن در زمینه چگونگی اجرای برنامه ها و سیاستهای کلی آن حزب یا سازمان، نظریات و عقایدی متفاوتی ابراز کنند.
در مجالس قانونگذاری، فراکسیون پارلمانی به گروه های نمایندگان احزاب اطلاق می گردد. فراکسیون های پارلمانی جمهوری اسلامی ایران ، از آن جمله هستند . + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 7:56 توسط دهخدا |
|