|
اصلاح طلبی به جریان سیاسی گفته میشود که انجام تغییر در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین و سیاستها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ میکند. کسی که خواستار تغییر در بخشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه است بدون آنکه در اساس جامعه دگرگونی ایجاد شود یک اصلاح طلب است. اصلاحطلبان طیف گستردهای را تشکیل میدهند و از این رو نمیتوان هدف واحدی را برای آنان برشمرد. اما آنان در مجموع خواستار حرکتهای انقلابی نیستند و مایلند کم کم تغییراتی در حکومت ایران، به سمت برقراری دموکراسی و رعایت حقوق بشر به وجود بیاورند. + نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 21:28 توسط دهخدا |
دیکتاتور یا خودکامه، در معنی امروزی، معنی مبهمی دارد، این واژه اشارهای منفی به حکومت مطلقه یا حکومت استبدادی، و یا تنها فرمانروایی مطلق در یک کشور میباشد، و رهبر آن حکومتی دیکتاتوری دارد. + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 19:15 توسط دهخدا |
رهبري كاريزماتيك: گرچه، ماكس وبر به عنوان مبدع و نشردهنده نظريه رهبري كاريزماتيك شناخته شده است، اما تقريباً تمام كساني كه پس از رنسانس صاحبنظر در مسائل فلسفي و انساني بودهاند، به نوعي به اين مطلب اشاره كردهاند. در دوران پس از رنسانس نظريات مختلفي در شناخت طبيعت و سرشت انسان ارائه شده است. گروهي از صاحبنظران معتقد بودند كه انسان داراي بعد منطقي، عقلايي و استدلالي است. در مقابل آنها، گروهي اعتقاد داشتند كه انسانها از مجموعهاي از احساسات، عواطف و هيجانات برخوردارند كه موجب بروز رفتار ميشود. تا زمان ماكس وبر نظر دقيقي وجود نداشت كه كدام بعد از وجود انسان باعث ايجاد رفتار شده و يا آن را تحتالشعاع قرار ميدهد. كار مهم ماكس وبر اين بود كه در بعد عقلايي، مفهوم ديوانسالاري و در بعد عاطفي، مفهوم كاريزماتيك را ارائه كرد و تمايز بين اين دو مفهوم را كاملاً مشخص ساخت. امروزه، مفهوم ديوانسالاري به عنوان زير بناي نظريههاي مديريت شناخته ميشود، اما مفهوم كاريزماتيك در ابتدا با برخوردهايي تخطئهآميز روبهرو شد. با گذشت زمان، اين مفهوم سرانجام توانست در فرهنگ نظري رسوخ كند. البته شرح و بسطهاي فراواني نيز بر نظريات ماكس وبر شده است كه از بيان آنها خودداري ميشود. كاريزما، در لغت يعني فرهمند يا فرمندي و يا به عبارتي ديگر جاذبه استثنايي. كاريزماتيك كلمهاي يوناني به معناي موهبت است. كلمه كاريزما در كتاب مقدس مسيحيان به كار رفته است تا روح مقدس را توصيف كند. وحي، حكم، تعليم، كشيش، عقل و شفا دادن، نمونهاي از موهبتهاي پرجذبهاند كه در كتاب مقدس مسيحيان توصيف شدهاند. كاريزما، در اصطلاح به خصوصيت كسي گفته ميشود كه بشخصه و يا به عقيده ديگران، داراي قدرت رهبري فوقالعاده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 0:38 توسط دهخدا |
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 17:42 توسط دهخدا |
انسانگرایی (اومانیسم) (به انگلیسی: Humanism) مکتبیست فکری که بر اساس آن انسان قادر به انجام هر کاری است و اصل و ریشه هر چیزی به انسان بر میگردد. + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 1:45 توسط دهخدا |
در اروپای غربی این نظام از قرن ۵ تا قرون ۱۷ و ۱۸ و در روسیه و شرق اروپا از قرن ۹ میلادی تا نیمه دوم قرن ۱۹ را در بر میگیرد. در نتیجه تلاشی جامعه فئودالی جامعه سرمایه داری به وجود میآید. ادامه مطلب + نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 1:36 توسط دهخدا |
جنوئیسم نوعی گرایش بهترجیح دادن افراد جوان به افراد مسنتر است. این شامل نامزدهای سیاسی، کاربردهای تجاری و مسائل فرهنگی میشود که در قابلیتهایی برای جوانان و مسنترها فرض گرفته شده و گروه اول به دومی ترجیح داده میشوند. + نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 1:33 توسط دهخدا |
جبرگرایی یا دترمینیسم (به انگلیسی: determinism) یک موضوع فلسفی ست که بر طبق آن هر رویدادی از جمله شناخت، رفتار، تصمیمات و کنشهای آدمی به صورت علی توسط یک زنجیرهٔ پیوستهای از رخدادهای پیشین تعیین شدهاست. جبرگرایی را به شکل دیگری نیز میتوان تعریف نمود: فرضیهای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیندهٔ فیزیکی ممکن و شدنی وجود دارد. در نتیجهٔ جدالهای تاریخی بیشماری که بر سر مساله جبرگرایی صورت گرفتهاست دیدگاههای فلسفی گوناگونی در این باره وجود دارد. تصور غلط بسیار رایجی که در مورد جبرگرایی وجود دارد اینست که بسیاری گمان میکنند جبرگرایی لزوماً گویای اینست که بشریت یا افراد هیچ تأثیری بر آینده و رویدادهای آینده ندارند. به این دیدگاه سرنوشت گرایی یا تقدیر گرایی (fatalism) گفته میشود. در حالی که جبر گرایان عقیده دارند که آدمی بر آینده و رویدادهای آینده تأثیر دارد اما میزان ِ تأثیر فرد، خود به رویدادهای گذشته و آینده بستگی دارد.به عبارت دقیق تر جبرگرایی علی (سببی) به ایدهها ی ماتریالیسم و علیت مربوط میشود (و تکیه دارد). از فیلسوفانی که با این مساله درگیر بودهاند میتوان به حکیم عمر خیام Omar Khayyám، توماس هابس Thomas Hobbes، اسپینوزا Benedict de Spinoza، لایب نیس Gottfried Leibniz، هیوم David Hume، هولباخ Baron d'Holbach (هنریخ دیتریخ Paul Heinrich Dietrich)، کانت Immanuel Kant، لاپلاس Pierre-Simon Laplace، شوپنهاور Arthur Schopenhauer، ویلیام جیمز William James، نیچه Friedrich Nietzscheو اخیراً جان سیرله John Searle، تد هاندریخ Ted Honderichو دانیل دنت Daniel Dennettاشاره کرد. مکا چیزا Mecca Chiesa عنوان میکند که جبرگرایی انتخابی یا احتمالی اسکینر B.F. Skinnerمفهوم کاملاً متفاوتی از جبرگرایی ارائه میکند که به هیچ وجه مکانیستی نیست. ادامه مطلب + نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 1:26 توسط دهخدا |
فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثهای است که از جنبشها، نظریهها و فلسفههای گوناگون تشکیل شده است که در ارتباط با تفاوت جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه میکند. + نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 2:4 توسط دهخدا |
خِرَدگرایی یا عقلگرایی یا مکتب اصالت عقل به معنی تکیه بر اصول عقلی و منطقی در اندیشه، رفتار، و گفتار است. + نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388 23:45 توسط دهخدا |
|